خرید بک لینک
شهادت شوخی نیست، دلت را دریایی کن! «شهادت شوخی نیست، قلبت را بو می کنند، بوی دنیا داد، رهایت می کنند» شهادت شوخی نیست، اول باید دلت دریایی شود تا به اقیانوس الهی وصل گردد. دلت دریایی که شد حتی می توانید نوع شهادتت را نیز انتخاب کنید؛ مانند آن شهیدی که از او اینگونه نقل می کنند:«شهيد احمد كريمي يك روز كه در قبرستان قم قدم ميزد؛ قبرش را نشان ميدهد و بچهها به او ميگويند قبرت خيلي كوچك است .با خنده ميگويد نه اين هم زيادي است من اربن اربا خواهم شد و قطعه قطعه ميشوم؛ درست همان طور شد و كيسهاي از گوشت بيشتر از او باقي نماند.» در 8 وادی دلدادگی جنگ، کم از این نمونه ها سراغ نداریم! دنیا و دلبست

برچسب: مراقب,باش,دنیا,نفریبد, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

شب یلدای لیلا! خانم مربی: بچه های گلم فردا شب،شب یلدا است، شب یلدا طولانی ترین شب سال است و خانواده دور هم جمع می شوند و سفره شب یلدا پهن می کنند و شیرینی و انار.....لیلا همینطور داشت به حرفای مربی گوش می داد و توی خیال خودش سفره را توی خونه ی خیال خودش پهن کرد، انار ، هندوانه،آجیل و.... عروسکهاش را هم کنار سفره گذاشت.خانم مربی گفت: پدر یا پدر بزرگ کنار سفره قصه می گویند...یکدفعه لیلا بغض کرد.... اشکهایش مثل مروارید از چشمهایش پایین می آمد..از خانم مربی سئوال کرد: خاله... اگه کسی باباش نباشه چی؟مربی که تازه اشکهای لیلا را دید گفت چرا دخترم، بابای تو هم میاد...لیلا گفت: آخه خاله .... بابام پیش

برچسب: یلدا, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

دنیا رنگ وارنگ دلها را از هم دور کرده است دلتنگ مردان مردی هستم که زیباترین احساسم در مورد آنان جاری است. دلتنگ آن ایامی که صداقت معنا می شد، دلتنگ ایامی که یک رنگی رنگ همه مردم بود. دلتنگ ایامی که، "من" وجود نداشت و همه«ما» بودند. دلتنگ ایامی که خانواده به دو نفر و یا چند نفر معنا نمی شد، همه اهل محل یک خانواده بودند یا بهتر بگویم آن ایام خانواده ایی به وسعت یک شهر تشکیل شده بود. ایامی که غم ها شراکتی تقسیم می شد و در شادیها همه خود را سهیم می دانستند؛ کلاً غم و شادی همه با هم بود. تشخیص صاحب عزا و شادی مشخص نبود. دلتنگم؛ دلتنگ صفای مسجدی که همه چیزمان بود؛ مسجد خانه دوم ما شده بود،آرامشی که

برچسب: دلتنگ,روزها,هستم, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

هنوز هم خیبری هستیم! بعد از سالها پس از حماسه خیبر او را در آسایشگاه دیدم، به او گفتم در کدام عملیات مجروح شدی؟ گفت: خیبر! هنوز هم خیبریم... هنوز هم دلم در هور مانده است، هنوز رفیقم در نیزارهای هور در کمین دشمن است، هنوز هم خردل نفسم را نبریده، هنوز هم مجنون خمینی ایم؛ دیروز در رکاب آقا روح الله بودم و امروز در رکاب سید علی خامنهای . هنوز هم مجنون انقلابم همانطور که در مجنون این را به رفقایم گفتم... اما آنها رفتند و من، از خیبر تا کنون در این آسایشگاهم. به او گفتم: من از شماها و شهدا زیاد نوشتم و او گفت: بنویس، ما در هور و مجنون و طلائیه برای انقلاب چیزی کم نگذاشتیم، بنویس صدام جزایر را شخم ز

برچسب: بیاد,حماسه,سازان,عملیات,خیبر, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

شهدا از میان ما بودند! با یاد شهدا و ایثارگران روز را آغاز کردند، بسیار باصفا و دلنشین است... دلاورانی که هستی ما مدیون آنهاست و بعضی از ما چه زود آنها را فراموش کردیم... یکی می گفت کجا ما شهدا را فراموش نموده ایم؟!اسم خیابانهایمان را بنامشان کردیم؛ نام مدارس را به نام آنهاست؛ هرازگاه برایشان یادواره برپا می کنیم؛ هر موقع موضوع مهمی پیش می آید از آنها استفاده می کنیم و....هی گفت و گفت.... من جوابش دادم اینها که گفتی همه درست است اما یک نکته در این بین جا گذاشتی و آن این است که اصل ترویج سیره و منش آنهاست که امروز فراموش شده است، وصایای آنهاست که گرد فراموشی بر روی آنها نشسته است و کجای وصیت ب

برچسب: فراموششان,نکنیم, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

شاید این پسر پیرزن باشد! 1- پیرزن چشم انتظار بود...بعد از هر عملیات دم مسجد می آمد و سراغش را از بچه ها می گرفت... به او گفتن که تیر خورده و بچه ها نتونستن او را عقب بیارند...سال 69 که آزادگان آمده بودند،پیرزن در پوست خود نمی گنجید و هر روز درب منزلشان را آب و جارو می زد و منقل و اسپندش آماده بود و می گفت:احمد بلاخره می آید....او حاضر نبود قبول کند که دیگر احمد را نمی بیند.... پیرزن هر روز پیر و پیرتر می شد،اما هنوز امید به آمدن فرزندش در دلش موج می زد...می گفت: احمد را با یتیمی بزرگ کردم،بعد از دو دختر به دنیا آمد،یکماه بعد از تولدش پدرش فوت کرد،هم پدر بودم برایش و هم مادر...امید زندگیم است..

برچسب: استقبال,شهید,گمنام, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

شرمنده که برایتان وقت نداریم! در اخبار آمده است که پیکر مطهر 160 شهید دوران دفاع مقدس یکشنبه 22 اسفندماه همزمان با سالروز رحلت حضرت ام البنین(علیها السلام)، از طریق آبراه اروندرود وارد کشور می شوند و قرار است از دزفول نیز عبور کنند. چند کلام درددل با 160 دلاورمرد وطن: شهدا شرمندگی ما را پذیرا باشید،چرا که قرارمان با شما اینگونه نبود! در محضر شما که دیگر نمی توان خود را فریب داد و بگوییم به وعده هایمان عمل کردیم و شرمنده نیستیم! معترف به شرمندگی خود هستیم! دنیا فریبمان داد و ما را در پیچ و خم های خودش گم کرد. می دانیم اگر راه را گم کنیم می شود با شما ستارگان، دوباره به راه باز گردیم؛ اما چشمان

برچسب: واگویه,دلاور,وطن,بازگشته, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

شما بچه کجایی؟! از لهجه ات مشخصه بچه جنوبی! با افتخار گفتم: آره جنوبی ام، بچه خوزستان! تا نام خوزستان را شنید یه ناگاه بهم کرد و با لبخند و بسیار شاد گفت: به به! استان دوران صفا و مقاومت! بچه کدام شهر؟! گفتم: دزفولی هستم! انگار او را به یاد بهترین روزهای زندگیش انداختم، اشکی در چشمانش جمع شد و با حسرت گفت: بابا ما با دزفول و دزفولیها حال می کردیم! از منطقه که می آمدیم عشق مان دزفول بود! توی شهرتون اصلا احساس غربت نمی کردیم. تا ما را می دیدند که از جبهه آمدیم ما را دعوت به منازلشون می کردند! امروزی ها اربعین و پذیرایی عراقیها را تعریف و تمجید می کنند! مشتی ما 30 سال پیش توی کشور خودمان توی همی

برچسب: بمناسبت,روز,نام,شهرم,نامگذاری, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

این حکم و این فرمان؛ دیگر بهانه ایی نداریم برای کار نکردند! آتش به اختیار یعنی.... آتش به اختیار یعنی فرمان صادر شده است و حکم ماموریت را فرماندهی امصا کرده است و دیگر تعلل معنا ندارد.باید در اجرای فرمان ولی ذره ای کوتاهی نکرد. * آتش به اختیار یعنی منتظر نماندن، یعنی امید نبستن به بالا دستی ها، یعنی مقاومت 35 روزه جوانان و رزمندگان خرمشهری با دستانی خالی و نامهربانی دولت وقت، یعنی مقاومت جوانان گروه دستمال قرمز و چمران در پاوه، یعنی مقاومت مردم دزفول در طول جنگ در دو جبهه: مقاومت و پشتیبانی در شهر و و حضور در میدان نبرد. یعنی استقبال گرم روستاییان اطراف شهر در مواقع بمبارانهای دشمن از جنگزدگا

برچسب: این,حکم,این,فرمان؛,دیگر,بهانه,ایی,نداریم,برای,کار,نکردند, نویسنده: طاها ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:43

صفحه بندی